شمارهٔ ۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
کجا میل گلستان است ما را
گلستان - بی تو زندان- است ما را
ازان گل پیرهن افغان که از وی
گل حسرت بدامان است ما را
به دلدار و به جانان در ره عشق
دل و جان دادن آسان است ما را
که دل ما را بود از بهر دلدار
که جان از بهر جانان است ما را
جراحتهای ما در سینه و دل
نه از شمشیر و پیکان است ما را
به دل صد رخنه و در سینه صد چاک
از آن ابرو و مژگان است ما را
ز تو هر لحظه صد داغ و دوصد درد
چه غم گر بر دل و جان است ما را
همان داغ تو ما را هست مرهم
همان درد تو درمان است ما را
رفیق این اشک و آه آشکارا
ز داغ و درد پنهان است ما را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر ابراز longing و حسرت شاعر را به معشوق و زیباییهای او نشان میدهد. شاعر با اشاره به زندانی بودن بدون محبوب، از داغ و دردهایی که به خاطر عشق و جدایی حس میکند صحبت میکند. این دردها نه از جنگ و جدال، بلکه ناشی از زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر بهنوعی بیان میکند که حتی این دردها برای او دردی لذتبخش هستند و عشق به معشوق برای او مرهمی است. در نهایت، شاعر از عواطف عمیق خود نسبت به معشوق و تاثیر او بر زندگیاش سخن میگوید.