شمارهٔ ۷۶ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه خود با من جفا آن بی وفا کرد
که با هرکس وفا کردم جفا کرد
کجا بیگانه با بیگانه این جور
کند کان آشنا با آشنا کرد
نبندد هیچ کس زین پس به او دل
به جان من بگویم گر چها کرد
به تیغ جور خونم بی گنه ریخت
نه شرم از خلق و نه خوف از خدا کرد
جفا بین کان طبیعت بی وفا چون
به درد و داغ خویشم مبتلا کرد
نه داغم را نمود از مرهمی به
نه دردم را به درمانی دوا کرد
جدا گردد رفیق از یار هر کس
من و یار مرا از هم جدا کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی تغییرات و تأثیرات عشق و محبت در زندگی پرداخته است. شاعر از احساس جوانی و طراوتی صحبت میکند که به او دست داده، حتی در پیری. او به استناد به تجربهاش از عشق و وابستگی به شخصی خاص، نداشتن وفای او را نیز مورد انتقاد قرار میدهد. همچنین، شاعر به مقایسه حالات مختلفی چون گل و سرو، و نالههای بلبل و قمری میپردازد، و به این مسئله اشاره میکند که با وجود درد و رنجها، هنوز در کنار محبوبش شبها را به خوشی و سرور میگذراند. در نهایت، او به سرنوشت خود اشاره میکند و از مقام و منزلتی که در درگاه پیر مغان یافته، ابراز خرسندی میکند.