نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۹ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

غمش جا در دلم تنها ندارد

به یکدل نیست کان غم جا ندارد

فغان کان شوخ بی پروا ز جوری

کشد وز کشتنم پروا ندارد

ز افغانم خبر پنداریش نیست

ز آه من حذر گویا ندارد

گرفتم من ندارد فکر امروز

چرا اندیشه ی فردا ندارد

بسی دیوانه دارد آن پری لیک

چو من دیوانه ای رسوا ندارد

به من آن بی وفا گوید که دارم

سر مهر و وفا، اما ندارد

رفیق از درد او می میرد اما

خبر دارد ز حالش یا ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در بیان احساسات عمیق عاشقانه و غم ناشی از دوری معشوق است. شاعر از دل‌تنگی و غمی سخن می‌گوید که درون هر کس وجود دارد و اشاره می‌کند که هیچ آرامشی بدون وجود معشوق به دست نمی‌آید. او به ویژگی‌های منحصر به فرد معشوق اشاره می‌کند و آن را با دیگران مقایسه می‌کند، به‌طوری که تنها معشوق است که جان و زندگی می‌بخشد. همچنین شاعر به این نکته اشاره دارد که درد عشق تنها درمانی ندارد و به راز عشق اشاره می‌کند که باید پنهان بماند. در نهایت، او هشدار می‌دهد که این راه عشق بی‌پایان است و ضروری است که به آن پایبند بمانیم.