شمارهٔ ۸۰ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به دل هر کس غم جانان ندارد
دلش آرام و جسمش جان ندارد
بود خوش مهر و کین از مهوشان، حیف
که این دارد مه من آن ندارد
ز تو تا صورت چین فرق اینست
که تو جان بخشی و او جان ندارد
کسی کان عارض و خط دید دیگر
سر سیر گل و ریحان ندارد
دلم آن چاشنی دارد از آن لب
که خضر از چشمه ی حیوان ندارد
طبیبا بگذر از درمان دردم
ندارد درد من درمان، ندارد
سزایش دار باشد همچو منصور
که راز عشق را پنهان ندارد
به راهش پای از سر کن که پایان
رفیق این راه بی پایان ندارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر احساس دیوانگی و شور و شوقی را که محبوب در دلش ایجاد کرده، توصیف میکند. او به غم و درد ناشی از دوری از معشوق اشاره میکند و میگوید که چنین احساسی به مانند گنجی در ویرانه است. همچنین شاعر به زیبایی معشوق و قدرت جذابیت او اشاره دارد و میگوید که هر کسی که مانند او محبوب دارد، از وجود بت و بتخانه بینیاز است. او در نهایت به این نکته میپردازد که حتی در دل او جایی برای محبوب نیست، اما این عشق و دیوانگی همچنان در وجودش جاری است.