شمارهٔ ۸۵ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا کی ای زیبا صنم تا چند ای حوری نژاد
من ز هجران تو غمگین غیر از وصل تو شاد
جر جفا با من زمانی، جز وفا با تو دمی
نه ترا آید به خاطر نه مرا آید به یاد
از وفا گر خواهیم یار از جفا گردانیم
گردن تسلیم دارم در کمند انقیاد
روز از اشک پیاپی شب ز آه دم بدم
خاروش بر روی آبم کاه سان بر روی باد
از وفای من نگشت ای بی وفا کین تو کم
از جفای تو ولیکن گشت مهر من زیاد
سایه ی سروت مبادا از سر من کم، که هست
هم نهال آرزوی ما و هم نخل مراد
گرچه بر جان رفیق از تست هر ساعت غمی
بر دلت یارب زمانی از غم او غم مباد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از لذتهای نوشیدن شراب و تاثیری که بر روی انسان میگذارد صحبت میکند. او میگوید که شراب میتواند جوانی، شادابی و تغییر در روحیه فرد را به همراه داشته باشد. همچنین به این موضوع اشاره میکند که در میکده و محافل خوشی، نمیتوان از لذتهای شراب و بیخیالی پرهیز کرد. در نهایت، بر این نکته تاکید میکند که کسی که به یقین رسیده و از شراب مینوشد، نباید در درستی این تجربه شک و تردید کند.