شمارهٔ ۸۸ رفیق اصفهانی
رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی خواهی دلم چون شاد [و] می خواهی غمین باشد
نباشد آنچنان یارب الهی اینچنین باشد
برم جورت که بردن جور نیکویان بود نیکو
کشم نازت که ناز نازنینان نازنین باشد
گر از دست تو باشد زخم باشد بهتر از مرهم
ور از جام تو باشد شهد خوشتر ز انگبین باشد
قدی داری و رخساری که چون رخسار و قد تو
نه ماهی بر فلک تابد نه سروی بر زمین باشد
تو و اندیشه ی این روز و شب کز هجر و وصل تو
دل اغیار شاد و جان من اندوهگین باشد
من و شام و سحر این فکر کآیا این زمان با او
که یارب هم زبان گردد که آیا همنشین باشد
نبودی گر غرض محرومی عاشق نکویان را
چه بایستی که تن سیمین بود، دل آهنین باشد
رفیق آرام چون گیرد به کنج عافیت حالی
که در هر گوشه ای ابرو کمانی در کمین باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و دلبستگی به معشوقهای است که زیبایی و جذابیتش همه را به حیرت میاندازد و باعث شکستگی دلها میشود. شاعر در این شعر به احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که نه تنها خود او، بلکه بسیاری از عاشقان دیگر نیز به خاطر ناز و زیبایی معشوقه قربانی شدهاند. همچنین، شاعر به تبعیت کامل از معشوقهاش اشاره میکند و میگوید هر چیزی که او بخواهد، او آمادهی پذیرش و اطاعت است. در نهایت، شاعر خود را مانند بلبلانی میبیند که در باغ عشق، به زیبایی و لطافت معشوقه میخوانند.