نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۲ رفیق اصفهانی

رفیق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر چرخ فلک با همه کس جور و جفا کرد

با هیچ کس از جور نکرد آنچه بما کرد

تا بود فلک با من غمدیده به کین بود

تا کرد جهان با من دلخسته جفا کرد

نومید مرا از در دلدار جدا ساخت

ناکام مرا از بر جانانه جدا کرد

این است اگر درد جدائی ز غمش کشت

صیاد من آن صید که از قید رها کرد

ابروی تو دل را سپر تیغ ستم ساخت

مژگان تو جان را هدف تیر بلا کرد

شاها نظری سوی گدا کن که زمانه

بسیار گدا شاه و بسی شاه گدا کرد

تا یافت رفیق از لب تو لذت دشنام

هر چند که دشنام شنید از تو دعا کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به آرزوها و امیدها در زمان غم و سختی اشاره دارد. شاعر از پایان شب غم و آمدن روز خوشبختی سخن می‌گوید و آرزو دارد که محبوب و عزیزانش به او بازگردند. او خواهان شادمانی و اتحاد دوباره با دوستان و یارانش است و از امید به آینده‌ای بهتر و روشن‌تر سخن می‌گوید. به طور کلی، این شعر حاکی از longing (دلتنگی) و امید به بهبود شرایط زندگی است.