نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی طراوت حسن و کمال نور و صفا

که از جمال تو بیناست چشم نابینا

کدام خوب علم گشت در جهان به وفا

تو از مقولهٔ خوبان عالمی حاشا

بهار عشق دل از دیده مبتلا گردید

هر آن وفا که توبینی بلاست بر سر ما

زدوده‌اند حریفان ز دل غم کم و بیش

بریده‌اند زبان غازیان ز چون و چرا

اگر تو مرد رهی در طریق عشق رضی

رَهی ز میکده نزدیک‌تر مدان به خدا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و کمال یک معشوق اشاره دارد که حتی چشم‌های نابینا نیز قادر به دیدن نور و صفای او هستند. شاعر به وفا و زیبایی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق به او دل را پر از نشاط و شوق کرده است. همچنین، او از دوری غم و درد در زندگی‌اش سخن می‌گوید و بر نقش معشوق در این زمینه تأکید می‌کند. نهایتاً، شاعر پژواکی از عشق حقیقی و نزدیک‌تر بودن به معشوق به جای تکیه بر مقامات و مذهب می‌زند.