نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۳ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چو در دور لبش تقوی حرام است

خدایا، دور میخواران کدام است

چه گویم از حدیث زلف و رویش

چو مشرق مظهر هر صبح و شام است

یکی صیاد در دامم فکندنست

که فارغ هم ز صید و هم ز دام است

یک آهنگ است اگر تو راست بینی

که اینجا شعبه و آنجا مقام است

ندانم کز چه رو این چرخ با ما

همیشه در مقام انتقام است

رضی گفتی کدام است از اسیران

ببین رند خراباتی کدام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و عشق شاعر می‌پردازد. او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و دوری از میخواران و عشق را حرام می‌داند. شاعر در عین حالی که در دام عشق است، به نوعی احساس بی‌پناهی و ناامیدی نیز دارد. او از وجود صید و دام در زندگی‌اش سخن می‌گوید و در این میان، به مشکلات و انتقامی که از جانب سرنوشت احساس می‌کند، اشاره می‌کند. در انتها، شاعر از اسیران عشق و حال و روز رند خراباتی می‌پرسد تا از وضعیت مشابه خود آگاهی یابد.