غزل شمارهٔ ۲۱ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غم عشق تو ای حور پریزاد
ز غمهای جهانم کرد آزاد
چه غم از خاطرت رفتم و لیکن
غمت ما را نخواهد رفت از یاد
به اهل درد، خوبان را سری نیست
به هرزه عمر ضایع کرد فرهاد
شکیبم رفت و دین و دانشم شد
ز دست این دل دیوانه فریاد
رضی گویا ز هجران مرده باشد
که نامش از زبان خلق افتاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از غم عشق صحبت میکند و اشاره میکند که عشق او را از غمهای دیگر دنیا آزاد کرده است. هر چند ممکن است یاد او از یاد برود، اما غم عشقش همیشه در دل او باقی خواهد ماند. او به سرنوشت فرهاد اشاره میکند که عمرش را به هدر داده و در نهایت به درد عشق دچار شده است. در پایان، شاعر به فقدان رضی اشاره میکند و بیان میکند که شاید او به خاطر دوری از معشوقش مرده باشد و نامش دیگر کسی بر زبان نمیآورد.