نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۵ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روی تو که رنگ از رخ گلهای چمن برد

هوش از سر و طاقت ز دل و تاب و توان برد

جز فتنه و آشوب ندانست دگر هیچ

چشمت که ز مردم سخن آورد، ز من بُرد

ار سوخت ز خود بلبل و افروخت ز خود گل

بوی تو مگر باد صبا سوی چمن بُرد

دست من و دامان تو قاصد که ز هجران

دور از تو رضی سر به گریبان کفن برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و احساسات عمیق ناشی از محبت و دوری از معشوق است. شاعر با بیان زیبایی‌های چهرهٔ محبوب، اثر آن بر احساساتش را توصیف می‌کند و می‌گوید که جمال محبوب آرامش و عقل او را از او گرفته است. او همچنین به عواطف و دردهایی که در دوری از محبوب حس می‌کند اشاره دارد و نشان می‌دهد که تمام زیبایی‌ها و فتنه‌ها از چشم او ناشی می‌شود. در نهایت، شاعر با حسرت و غم از جدایی صحبت می‌کند و به سرنوشت دردناک خود در این عشق اشاره می‌کند.