نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سرم بالش تنم مفرش بسوزد

به هر ناخوش که رفته خوش بسوزد

از آن پنهان نمٰایم آتش خویش

که میترسم دل آتش بسوزد

ز گریه سوختم یا رب که دیدست

که آبی آید و آتش بسوزد

رضی دور از تو می‌سوزد چه حال است

که خس از دوری آتش بسوزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج ناشی از دوری محبوب سخن می‌گوید. او احساسات عمیق خود را بیان می‌کند و به سوختن دلش از عشق و غم اشاره می‌کند. اشاره به آتش و آب نمادهای روشنی از عشق و غم هستند که بر آتش درون او تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر به وضعیت خود در عصری که به دور از محبوبش است می‌پردازد و از سوختن خود می‌نالد.