غزل شمارهٔ ۲۸ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
صبا هر گاه وصف آن پری کرد
همه آفاق مهر و مشتری کرد
بدست آورده بودم دامنش را
و لیکن طالع خشکم تری کرد
دلم برد و رهم بست و سرم داد
مسلمانان کسی این کافری کرد؟
لب او رونق اعجاز بشکست
نگاهش کار سحر سامری کرد
در این برق تجلی گز نسوزی
توانی دعوی پیغمبری کرد
رضی مشکل که از شادی نمیری
که امشب طالعت اسکندری کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش از زیبایی و جذابیت معشوقهاش میپردازد. او میگوید که هر بار وصف معشوق را بکند، همه جا را آکنده از عشق و محبت مییابد. با این حال، گویا سرنوشت و قضا و قدر او را به سمت سختیها میکشاند. شاعر احساس میکند که معشوقهاش دل او را ربوده و او را در زندانی از عشق گرفتار کرده است. زیبایی لب و نگاه معشوق به قدری سحرآمیز است که به او قدرتی شبه نبوت میدهد. در پایان، شاعر به احساس شادمانی و خوشبختی میرسد و به خود یادآوری میکند که در این شب، ستارهی بختش همچون اسکندر مقدونی درخشان است.