نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۹ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر نقاب از رخ آن صنم گیرد

ماه و خورشید را عدم گیرد

ور به بتخانه پرتو اندازد

بتکده رونق حرم گیرد

گر دو دست از دو دیده بر گیرم

همه آفاق درد و غم گیرد

نیستم بوالهوس که فرمائی

هرزه دو سگ شکار کم گیرد

سگ بیچاره گر فرشته شود

نشود کاهوی حرم گیرد

دُودِ دل از قلم زبانه کشید

چون بیٰاد رضی قلم گیرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیان می‌کند که اگر معشوق نقابش را بردارد، زیبایی او خورشید و ماه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. همچنین، اگر نور او به معبد بت‌ها بتابد، آن مکان هم رونق می‌گیرد. شاعر همچنین به درد و غم ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که او در پی لذت‌جویی بی‌معنی نیست. در ادامه، او به بی‌اساس بودن برخی از تفکرات در مورد عشق و عشق‌های ناچیز اشاره می‌کند و در نهایت، از احساس عمیق خود نسبت به معشوق سخن می‌گوید. به طور کلی، شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و رنج است.