نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۰ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به من آن مه دگر امشب نسازد

گل نازک به تاب و تب نسازد

بغیر از من چنین یا رب نسوزد

بغیر از تو چنین، یا رب نسازد

از آن تار است این عالم بچشمم

که خورشید جهان با شب نسازد

نسازد زاهد ار با ما عجب نیست

که خلق تنگ با مشرب نسازد

نساز هیچکس با صاحب دل

که خود را هیچ جا صاحب نسازد

تو بیداری و عالم جمله در خواب

رضی اکنون چرا مطلب نسازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و تفکرات شاعر درباره عشق و درک دنیا می‌پردازد. شاعر ابراز می‌کند که زیبایی و احساسات عشق برای او خاص و تکرار نشدنی است و هیچ کس مانند او نمی‌سوزد. او به تاریکی و مشکلات دنیای اطرافش اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر زاهدی نیز با آنها ارتباط برقرار نکند، عجیب نیست. در نهایت، شاعر به بیداری خود و خواب دیگران اشاره می‌نماید و از اینکه نتوانسته‌اند درک عمیقی از معانی واقعی داشته باشند، ابراز ناامیدی می‌کند.