نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آنچنان داده عشق جوش مرا

که ز سر رفته عقل و هوش مرا

عقل کلی شده فراموشم

بسکه مالیده عشق گوش مرا

نه چنانم ز مستی دوشین

که کشیدن توان به دوش مرا

در خروشم ز شور چون دریا

نتوان ساختن خموش مرا

عاقبت می‌پرستی تو رضی

می فروشد به می فروش مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شدت عشق و شور و شوقی که در دل دارد، سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که عقل و هوش خود را به خاطر عشق از دست داده و غرق در مستی و شوری شده است. شاعر به شدت تحت تأثیر عشق قرار دارد و نمی‌تواند آرام بگیرد. در آخر، اشاره می‌کند که به زودی به معشوق خود می‌رسد و این احساس افراطی را توصیف می‌کند.