غزل شمارهٔ ۳۵ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کاش که سجاده به زنار فروشند
این طایفه دین چند به دینار فروشند
حق از طرف برهمنان است که امروز
صد سبحه به یک حلقه زنار فروشند
ترسم که به خاکستر گلخن نستانند
زان جنس که این طایف دربار فروشند
در کار دلم کرد همه عشوه چشمش
خوبان دغا مهر به اغیار فروشند
مخمور دو چشم تو رضی گشته نگاهی
کاین باده نه در خانهٔ خمار فروشند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به نقد و سختیهای اجتماعی و دینی میپردازد. او آرزو میکند که سجاده (نماد عبادت) به قیمت کمتری فروخته شود و انتقاد میکند از این که برخی افراد دین و اصول اخلاقی را به نفع منافع مالی خود قربانی میکنند. همچنین، او از عشق و زیبایی چشمان محبوبش صحبت میکند و تأکید میکند که این زیبایی و عشق نه تنها ارزشمند است بلکه نمیتواند در دنیای مادی و تجاری به حراج گذاشته شود. در نهایت، او از تاثیر عمیق نگاه محبوبش و بادهای که از آن مینوشد، سخن میگوید.