غزل شمارهٔ ۳۶ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
مگر شور عشقت ز طغیان نشیند
که بحر سر شکم ز طوفان نشیند
مگر بر کنار است زان روی زلفش
که پیوسته چون من پریشان نشیند
عجب بادهٔ خوشگواریست عشقت
که در خوان گبر و مسلمان نشیند
نشسته است ذوق لبت در مذاقم
چو گنجی که در کنج ویران نشیند
نشسته بر آن روی زلف سیاهش
چو کفری که بالای ایمان نشیند
اجل گشته آنرا که در خوابش آئی
سراسیمه خیزد پریشان نشیند
هر آنکو فکندم جدا از عزیزان
الهی به مرگ عزیزان نشیند
قبای سلامت به آن رند بخشند
که از هستی خویش عریان نشیند
رضی شد پریشان آن زلف یا رب
پریشان کننده پریشان نشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ عشق و تأثیرات آن بر زندگی و احساسات انسان است. شاعر به زیبایی میگوید که عشق همچون طوفانی در دریا، میتواند آرامش را بر هم بزند. او از حالت پریشانی خود در اثر عشق سخن میگوید و به زیبایی چهره محبوب اشاره میکند که باعث پریشانی دلش میشود. همچنین به تأثیر مثبت و منفی عشق بر روح و جسم انسان اشاره کرده و میگوید که این احساسات میتوانند انسان را در شرایط مختلفی قرار دهند. در نهایت، شاعر به نوعی از درد و لذتی که از عشق دریافت میشود، اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند هم سعادتمند و هم مسبب ناراحتی باشد.