غزل شمارهٔ ۴۳ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
آن روی چون ماه آن زلف چون مار
گیرم نمائی، کو تاب دیدار
خواهی که سازی زاهد برهمن
بردار پرده بنمای رخسار
گر آن پریرو بیپرده بودی
دیوانه کردی ما را به یکبار
یک ره در آن رو بنگر که بینی
نیکی بخرمن خوبی بخروار
دنیا و عقبیٰ، ما بخش کردیم
اغیار و کونین، ما و سگ یار
این دل ندارد پروای گیتی
این سر ندارد پروای دستار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و اظهار میدارد که اگر معشوق بدون پرده و نقش پنهان به نمایش درآید، تأثیر عمیقی بر دل عاشق خواهد گذاشت. شاعر در این شعر از تضاد بین زیبایی ظاهری و دلبستگیهای دنیوی سخن میگوید و بیان میکند که عشق و زیبایی واقعی برای او از دنیا و مسائل آن مهمتر است. دل شاعر به مسائل دنیا و جاه و مقام اهمیتی نمیدهد و تنها عشق را در نظر دارد.