غزل شمارهٔ ۴۵ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای عشق نگویم که به جای خوشم انداز
یکبار دگر در تف آن آتشم انداز
آتش چه زنی بر دلم از نام جدائی
این حرف مگو با من و در آتشم انداز
بیماری خود داده به ما نرگس مستش
ای دیده ز پر کالهٔ دل مفرشم انداز
یا رب نپسندی که بخواهم ز تو چیزی
یا رب به کریمی خود از خواهشم انداز
از مغز سر خویش رضی شعله بر افروز
و اندر دل بی عزت خواری کشم انداز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و درد جدایی است. شاعر به معشوق میگوید که او آتش عشق را در دلش شعلهور کند و از تلخی جدایی نگوید. او از عواطف قوی و بیمارگونه خود سخن میگوید و از خداوند درخواست میکند که با کرامت خود، به او کمکی کند. در نهایت، شاعر از رنج و خفتی که در دل دارد، صحبت میکند و میخواهد تا به او توجه شود. در کل، شعر حس عمیق عشق و رنج ناشی از آن را به تصویر میکشد.