غزل شمارهٔ ۵۲ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
چو از جور رقیبان از در او بار میبستم
ره آمد شدن از گریه بر اغیار میبستم
خوش آن خاری که چون سنگش بسر میزد من از حسرت
چو گل میچیدم و بر گوشهٔ دستار میبستم
گشادم از در پیر مغان شد کاشکی ز اول
ز کف تسبیح میافکندم و زنار میبستم
در آمد میشدم صد بار افزون از در یاری
دل خود گر رضی بر صورت دیوار میبستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر از درد و رنج ناشی از رقابت و ظلم دیگران صحبت میکند. او به حسرت و شوقی اشاره دارد که در دلش نسبت به چیزهایی دارد که نمیتواند به آنها دست یابد. شاعر همچنین از تجربههای روحی و احساسی خود میگوید، از جمله گشایش در زندگی و امید به دیدار معشوق، و در نهایت، به وابستگی عاطفی و دلتنگیاش اشاره میکند. در کل، این اشعار نشاندهنده عمق احساسات، آرزوها و تلخیهای عشق و زندگی است.