غزل شمارهٔ ۵۶ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زبان در ذکر و دل در فکر آن نامهربان دارم
نمیگردد بچیزی غیر نامش تا زبان دارم
به من گر آشنا بیگانه گردد جای آن دارد
که با بیگانه، حرف آشنایی در میان دارم
خلل دارد یقین با هر که جانان را گمان کردم
یقین پیش من است آنرا که با مردم گمان دارم
تمنایم زمین بوس است خاکم بَر دهان بادا
توان بوسید گیرم، خاک کی اندر دهان دارم
قلندر مشربم بر روی دریا پوست اندازم
سمندر طینتم بر شاخ شعله آشیان دارم
رضی سان گر به چرخم سر فرو ناید، مرا شاید
که کرسیها فتاده زیر پا از آسمان دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بیانگر احساسات عمیق و دوگانگی درونی شاعر است. او از محبتهای ناپایدار و فاصلهاش با معشوق سخن میگوید و میخواند که زبانش در ذکر و دلش در تفکر است. در دنیای اَشنا و بیگانه، نمیتواند به درستی ارتباط برقرار کند و با حسرت به دشواریهای عشق مینگرد. او آرزوی بوسیدن زمین دارد و در عین حال به حالتی از خودباختگی و سرسپردگی به عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر خود را در دنیای ناپایدار و غیرمطمئن مییابد و میگوید که اگرچه در چرخ فلک قرار دارد، اما بر روی زمین و واقعیت زندگی، وقایع برایش ملموسترند.