غزل شمارهٔ ۶۶ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بیرخت گر بگل نظاره کنیم
دشنه گردیم و سینه پاره کنیم
نه فراموشی و نه یاد کنی
خود بفرمای تا چه چاره کنیم
آتش عشق تو جهانسوز است
هرزه ما از میان کناره کنیم
داغ را هم به داغ سینه نهیم
زخم راهم به زخم چاره کنیم
با همه عیب و فسق و زرق و خیال
عیب رند شرابخواره کنیم
دلق سالوس اگر بیندازیم
بت و زنار آشکاره کنیم
چون رضی صد هزار جان خواهیم
تا فدایش هزار باره کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی به معشوق صحبت میکند. او اشاره میکند که حتی اگر در غم و رنج هستیم، باید به عشق بپردازیم و در این راه حاضر به فدای جان و دل خود برای معشوق است. همچنین، او به نقصها و عیوب خود اعتراف میکند و میگوید که باید آنها را کنار بگذارد و به عشق بپردازد. شاعر در نهایت، همراه با احساسات عمیق و آتشین خود، خواهان رفتن به سوی عشق است، حتی اگر محدودیتها و مشکلاتی در راهش وجود داشته باشد.