غزل شمارهٔ ۷۲ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مه نامهربانم بیگنه دامن کشید از من
چه بد کردم، چه بد رفتم، چه بد گفتم چه دید از من
سخن میرفت از بیگانگان، از خویشتن رفتم
باین ترتیب درس آشنائی را شنید از من
بخود بیگانهتر امروز دیدم آن ستمگر را
مگر در بیخودیها آشنا حرفی شنید از من
رضی راه فنا را آنچنان در پیش بگرفتم
که واپس ماند بسیاری جنید و بایزید از من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساس تنهایی و ناامیدی گوینده است. او به خاطر رفتارهایش از دیگران فاصله گرفته و از خود بیگانه شده است. گوینده در تلاش است تا بفهمد چه اشتباهی کرده و چرا درک نشده است. او به سیر و سلوک خود اشاره میکند و متوجه میشود که در مسیر خود از بزرگانی چون جنید و بایزید عقب مانده است. به طور کلی، این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از عدم ارتباط و شناخت درونی و بیرونی است.