غزل شمارهٔ ۷۳ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا دستی است بالا دست گردون
که نتوان ز آستینش کرد بیرون
منم بر درگهش چون حلقه بر در
نه دست اندرون نه پای بیرون
هژبرانند اینجٰا خفته در خاک
دلیرانند اینجٰا غرقه در خون
تن بیجان چگونه زنده ماند
رضی بی او بگو چون زندهای چون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر بهصورت نمادین از وجود یک قدرت بالا و فرادست سخن میگوید که نمیتوان به سادگی از آن جدا شد. او خود را دربند این قدرت میداند و همچون حلقهای در درگاه آن قرار دارد. در ادامه، به مرگ دلیران و جنگجویان اشاره میکند که برخی در خاک خفته و برخی دیگر در خون غوطهورند. شاعر به این موضوع میپردازد که بدون آن قدرت بالادست، زندگی چگونه ممکن است و از نقش آن در زندگی انسانها سخن میگوید.