نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

روی یار است یا گل نسرین

کوی یار است یا بهشت برین

زیر دستت چه آفتاب و چه ماه

پایمالت چه آسمان چه زمین

چند از حسرت سراپایت

بی سرو پا شویم و بی دل ودین

همه زنار بر میٰان بندی

بشنوی حرفی از گوشه نشین

سر به چرخش فرو نمی‌آرم

گر سرم ز آسمٰان رسد به زمین

بد گمان گشته‌ای بکش زارم

کاین گمٰان میکشد مرا بیقین

بر‌ رخ او رضی عرق بنگر

گرد مه، گر ندیده‌ای پروین

بی‌طهارت نمیرسد به نجات

بی‌بکارت، نمیرسد کابین

چند ازین غافلی رضی برخیز

کاروان رفت بیش از ین منشین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و شوق به محبوب می‌پردازد. شاعر در مورد زیبایی‌های یار و صفات او صحبت می‌کند و تأکید می‌کند که محبوب چقدر ارزشمند است و چقدر حسرت‌انگیز است که دورش هستیم. او همچنین ناامیدی و دغدغه‌های درونی‌اش را بیان می‌کند و به نکته‌ای اشاره دارد که بدون پاکی و خلوص نمی‌توان به وصال محبوب رسید. در نهایت، شاعر از غفلت و نشستن بی‌تحرک در این حالت پرهیز می‌کند و به تشویق برای حرکت و اقدام به سوی یار می‌پردازد.