غزل شمارهٔ ۸۱ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خوشتر ز بهشتی و بهٰاری
مجموعه لطف کردگاری
در بزم مدام عیش و نوشی
در رزم تمام گیر و داری
در خشم و عتاب صلح و جنگی
در ناز و کرشمه نور و ناری
از کویت اگر روم عجب نیست
زین کشته تو صد هزار داری
بر هر مویت دلیست آونگ
هشدار که شیشه بار داری
یکبار نیٰامدی بکارش
تا رفت رضی بکار و باری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و لذتهای عالم هستی اشاره دارد. شاعر به بهشت و بهار اشاره میکند و از لذتی که در مجالس شادی و در کنار معشوق خود دارد، سخن میگوید. همچنین تضادهایی مانند خشم و آشتی، جنگ و صلح، و زیبایی در ناز و کرشمه را در توضیح رابطهاش با معشوق به تصویر میکشد. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که در هر مو از موهای معشوق، دلی در عشق او به تپش درآمده است و اشاره به غم و درد ناشی از دوری معشوق دارد. در نهایت به این نکته اشاره میکند که بارها در زندگی خود به سمت معشوق رفته، اما هیچگاه او را به درستی نشناخته است.