نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای راندهٔ درگاه تو خواری و عزیزی

پیدا ز تو هر چیز ندانم تو چه چیزی

ما هیچ ورای تو ندیدیم و نبینیم

ای آنکه بتحقیق، ورای همه چیزی

ای آنکه تمیز بد و نیکت خفقان کرد

بدها همه نیکند، زهی اهل تمیزی

شبهه جگرت خون کند ای مدعی علم

صد خرمن ازین دانش و پندار نبیزی

گر اینت بود عشوه چه دلها که نسوزی

ور اینت کرشمه است چه خونها که نریزی

در خلوت او دورتر از هجر رضی وصل

اینجاست که اصلاً نتوان کرد تمیزی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این verses به نوعی اشاره به عجز و ناتوانی انسان در درک حقیقت و عظمت خداوند دارد. شاعر از حالت خوار و ذلیل خود در برابر خداوند می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که هیچ چیز فراتر از خداوند وجود ندارد. او همچنین به تمایز بین خوب و بد اشاره می‌کند که به نیک بودن بدها توسط نشانه‌های کاربران علم می‌پردازد. در آخر، شاعر به چالش‌های عشق و وصل با خدا اشاره می‌کند و می‌گوید که در حالت باطن، نمی‌توان به سادگی پاکی و تمیزی را درک کرد.