نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۶ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بهار و باده و عشق و جوانی

غنیمت دان غینمت تا توانی

ز من آموخت زلفش تیره روزی

بمن آموخت چشمش ناتوانی

ندیدم جز خطا از خط و خالش

نمیدارد وفا هندوستانی

من آن مزدور محرومم که کارم

گل داغی بمزد باغبانی

چه پرسی از رضی نام و نشانش

غلام تو، سگ تو، هر چه خوانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت‌های زندگی، عشق و جوانی است. شاعر به ما یادآوری می‌کند که باید از این دوران و خوشی‌ها بهره‌برداری کنیم. او درباره تجربه‌های تلخی که از عشق داشته، به ویژه از زلف و چشم محبوبش صحبت می‌کند و به ناامیدی و درد دل‌هایش اشاره می‌کند. شاعر خود را در موقعیتی نامناسب و محروم می‌بیند و از ناتوانی‌اش در عشق گلایه دارد. در پایان، به نوعی تسلیم بودن در برابر عشق را بیان می‌کند و از خود به عنوان غلام محبوب سخن می‌گوید.