نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۳ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چه التفات به خار و خس چمن داری

که عار و ننگ ز نسرین و یاسمن داری

تمام سحر و فسونی به دلفریبی خلق

چه احتیاج به زلف و رخ و ذغن داری

مگر تلافی ما در دلت گذشته که باز

هزار عربده با خوی خویشتن داری

خورند خون همه اعضا ز ذوق شمشیرت

مگر به خاطر خود فکر قتل من داری

نشاط و عیش ببزم تو خوشه چینانند

که می قدح قدح و گل چمن چمن داری

چه دوستیست به آن سنگدل رضی دیگر

چه دشمنیست که با جان خویشتن داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تمایلات انسانی و روابط عاطفی پرداخته است. شاعر از معشوقه‌اش می‌پرسد که چرا به چیزهای بی‌ارزش (خار و خس) می‌پردازد، در حالی که زیبایی‌ها (نسرین و یاسمن) در دسترس است. او اشاره می‌کند که زیبایی و جذابیت واقعی به دلفریبی و فریبندگی درونی برمی‌گردد و نه به زینت‌های ظاهری. شاعر همچنین به این نکته می‌پردازد که آیا نگرانی درباره روابط گذشته‌اش وجود دارد که حالا به خودآزاری می‌انجامد. در نهایت، او به تناقضات دوستی و دشمنی اشاره می‌کند و می‌پرسد که چه نوع دوستی با آن سنگدل وجود دارد و چرا فردی باید با جان خود دشمنی کند. در کل، شعر به ماهیت عشق و پیچیدگی‌های آن اشاره دارد.