نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸ رضی‌الدین آرتیمانی

رضی‌الدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

ای که در ره عرفان مستمند برهانی

ترسمت چو خر در گل عاقبت فرو مانی

سبحه زهد و سالوسی، خرقه زرق و شیادی

آه ازین خدا ترسی، داد از این مسلمانی

مشکل ار بکف آری، بعد از این بدشواری

آنچه داده‌ای از کف پیش از ین بآسانی

این ضیا ندارد مه این صفا ندارد گل

کس بتو نمیمٰاند تو بکس نمیمانی

روشنی طور است این یا فروغ آن چهره

موج بحر نور است این یا ریاض پیشانی

ای هلاک چشمت من تا بچند مخموری

ای اسیر زلفت دل تا به کی پریشانی

کرده از دل و جانت، ای جهان زیبائی

آسمٰان زمین بوسی، آفتاب دربانی

نیستم چو نامردان در لباس رعنائی

سرکش و سرافرازم شعله سان به عریانی

کار من رضی از زهد چونکه بر نمی‌آید

میروم تلافی را بعد ازین به رهبانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجوی حقیقت و عرفان پرداخته و از خطراتی که انسان را در این راه تهدید می‌کند، مانند فریفتگی به زهد ظاهری و ریاکاری، هشدار می‌دهد. او از خدایی می‌گوید که با ترس از عذابش در دل مؤمنان جا دارد و نگران این است که عاقبت، انسان مانند الاغ در گل گیر کند. شاعر به زیبایی جهان و عشق اشاره می‌کند و از سختی‌هایی که در پی کسب حقیقت به وجود می‌آید، سخن می‌گوید. او به تضادهای زندگی و تلاش برای رسیدن به حالت‌های معنوی اشاره می‌کند و در پایان به جذبه‌ای که عشق به محبوب دارد، تأکید می‌کند. در کل، شعر به تلاش برای درک عمیق‌تر از زندگی و عالم هستی می‌پردازد.