غزل شمارهٔ ۹۰ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
چند دلهای مبتلا شکنی
دلفریبی، تو دل چرا شکنی
چند پیوند جان ما گسلی
چند پیمان و عهد ما شکنی
پا نیارم کشید از سر کوی
گر سرم را هزار جا شکنی
شکنی گر دل رضی سهل است
تو که جام جهٰان نما شکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با نگاهی به دلبرداری و دلسوزی از طرف معشوق، از او میپرسد که چرا باید دلهای بیمار و رنجور را بشکند. او از قطع پیوندهای محبت و عهد و پیمانهایی که با یکدیگر بستهاند، سخن میگوید و به احساس ناامیدی از جدایی اشاره میکند. شاعر به سردرگمی خود در عشق اشاره میکند و از عمق احساساتش سخن میگوید، بهطوری که میگوید حتی اگر سرش را هزار بار بشکنند، نمیتواند از عشق دور شود. در انتها نیز به سادگی میگوید که شکستن دل عاشق را آسان مییابد، اما تماشای زیباییهای وجود معشوق را نمیتواند فراموش کند.