غزل شمارهٔ ۹ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهشت است آن ندانم یا بهار است
غلط کردم غلط، دیدار یار است
هلاک آن تنم کز نازنینی
زمین و آسمانش زیر بار است
مرا گوئی چرا شوریده شکلی
شراب است و بهار است و نگار است
مرا ویران دلی و جلوهٔ او
هزار اندر هزار اندر هزار است
بناکامی خوشم یا رب که آنچه
بکام من نگردد، روزگار است
رضی گویی میان کشتگان کیست
شهیدان تو را شمع مزار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به شادی و زیبایی که در دیدار معشوق احساس میکند، اشاره میکند. او با توصیف عشق و جنون خود به معشوق، از حس خوشی و زیباییهایی چون بهشت و بهار سخن میگوید. شاعر میگوید که هلاکت و نابودیاش زیر بار زیبایی معشوقش است. همچنین، از ناکامیهایش در زندگی سخن میگوید و میپرسد که در بین کشتهشدگان عشق، چه کسی مانند اوست. در نهایت، به این نکته اشاره میکند که عشق و زیبایی معشوق همچون شمعی در کنار یاد شهیدان است.