غزل شمارهٔ ۹۱ رضیالدین آرتیمانی
رضیالدین آرتیمانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نگاهی دیدم از چشم سیاهی
که کوه صبر پیشش بود کاهی
اگر برقع براندازی ز رخسار
کرشمه گیرد از مه تا به ماهی
بهارم را تماشا کن نگارا
سرشگم ارغوان و چهره کاهی
اگر یک ذره زو تابد بر آفاق
کند هر ذره را خورشید و ماهی
همی خواهم که آن نامهربان را
بلا گردان شوم خواهی نخواهی
به سر تا چند گردانی رضی را
الهی من سرت گردم الهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره میکند که چهرهاش میتواند چون خورشید و ماه نورافشانی کند. او از دیدگاه عاشقانهاش به این موضوع مینگرد که زیبایی معشوقش میتواند زندگیاش را تغییر دهد و آرزو دارد که به خاطر عشق به او، هر بلا و مشقتی را تحمل کند. در انتها، شاعر از خدا میخواهد که او را در مسیر عشق یاری کند.