نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

رودکی سمرقندی

زاده ۲۴۴ – درگذشته ۳۲۹ هجری قمری، بنج

زندگی‌نامهٔ رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی؛ زادهٔ اواسط قرن سوم هجری قمری (شاید ۲۴۴ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها کور شد. او در روستایی به‌نام بَنُج رودک در ناحیهٔ رودک (پنجکت در تاجیکستان امروزی) در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد. رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند. وی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد، با این حال در سالهای پایانی عمر مورد بی‌مهری امیران قرار گرفته بود. او در اواخر عمر به زادگاهش بنجرود بازگشت و در همانجا به سال ۳۲۹ هجری (۹۴۱ میلادی) درگذشت.

آثار رودکی

شعرهای رودکی

  • پاره ۱۵ — خویش بیگانه گردد از پی دیش
  • پاره ۱۴ — خویشتن پاک دار بی‌پرخاش
  • پاره ۱۷ — از تو خالی نگارخانهٔ جم
  • پاره ۱۶ — از بزرگی که هستی، ای خشنوک
  • پاره ۱۸ — من چنین زار ازان جماش شدم
  • پاره ۱۳ — خویشتن پاک دار و بی‌پرخاش
  • پاره ۱۹ — من چنان زار ازان جماش درم
  • پاره ۲۰ — جان ترنجیده و شکسته دلم
  • پاره ۲۴ — چون به بانگ آمد از هوا بخنو
  • پاره ۲۵ — از شبستان ببشکم آمد شاه
  • پاره ۲۷ — آن که نشک آفرید و سرو سهی
  • پاره ۲۱ — باد بر تو مبارک و خنشان
  • پاره ۲۶ — ریش و سبلت همی خضاب کنی
  • پاره ۲۲ — بودنی بود، می بیار اکنون
  • پاره ۲۳ — چون نهاد او پهند را نیکو
  • پاره ۱ — شبی دیرند و ظلمت را مهیا
  • پاره ۴ — چو یاوندان به مجلس می گرفتند
  • پاره ۵ — نیارم بر کسی این راز بگشود
  • پاره ۳ — چراغان در شب چک آن چنان شد
  • پاره ۶ — اگرچه در وفا بی شبهی و دیس
  • پاره ۷ — بود زودا، که آیی نیک خاموش
  • پاره ۸ — الهی، از خودم بستان و گم کن
  • پاره ۹ — سر سرو قدش شد باژگونه
  • پاره ۲ — درنگ آر ای سپهر چرخ وارا