ابیات پراکنده — رودکی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — گرچه بشتر را عطا باران بود
- شمارهٔ ۳ — تنت یک و جان یکی و چندین دانش
- شمارهٔ ۲ — پیش تیغ تو روز صف دشمن
- شمارهٔ ۵ — جز به مادندر نماند این جهان گربهروی
- شمارهٔ ۶ — گوش تو سال و مه به رود و سرود
- شمارهٔ ۴ — چنان که اشتر ابله سوی کنام شده
- شمارهٔ ۸ — شیر آلغده که بیرون جهد از خانه به صید
- شمارهٔ ۹ — نباشد زین زمانه بس شگفتی
- شمارهٔ ۷ — درنگ آسا سپهر آرا بیاید
- شمارهٔ ۱۴ — اگرت بدره رساند همی به بدر منیر
- شمارهٔ ۱۵ — همی بایدت رفت و راه دورست
- شمارهٔ ۱۶ — ندیده تنبل اوی و بدیده مندل اوی
- شمارهٔ ۱۷ — فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
- شمارهٔ ۱۱ — کمندش بیشه بر شیران قفس کرد
- شمارهٔ ۱۲ — هر آنچه مدح تو گویم درست باشد و راست
- شمارهٔ ۱۳ — گیهان ما به خواجهٔ عدنانی
- شمارهٔ ۱۰ — چو گرد آرند کردارت به محشر
- شمارهٔ ۱۹ — جغد که با باز و پلنگان پرد
- شمارهٔ ۱۸ — تا کی کنی عذاب و کنی ریش را خضاب؟
- شمارهٔ ۲۲ — آی از آن چون چراغ پیشانی
- شمارهٔ ۲۰ — تا لباس عمر اعدایش نگردد بافته
- شمارهٔ ۲۱ — بر روی پزشک زن، میندیش
- شمارهٔ ۲۳ — خاک کف پای رودکی نسزی تو
- شمارهٔ ۲۵ — همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلحست
- شمارهٔ ۲۴ — به باز کریزی بمانم همی
- شمارهٔ ۲۶ — هیچ راحت مینبینم در سرود و رود تو
- شمارهٔ ۲۸ — لاد را بر بنای محکم نه
- شمارهٔ ۳۲ — با دل پاک مرا جامهٔ ناپاک رواست
- شمارهٔ ۲۹ — خوبان همه سپاهند، اوشان خدایگانست
- شمارهٔ ۳۰ — بهارچین کن ازان روی بزم خانهٔ خویش
- شمارهٔ ۳۱ — فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
- شمارهٔ ۳۳ — معذورم دارید کِم اندوهِ وَغیش است
- شمارهٔ ۲۷ — شب قدر وصلت ز فرخندگی
- شمارهٔ ۴۱ — به تو بازگردد غم عاشقی
- شمارهٔ ۳۸ — زین و زان چند بود برکه و مه؟
- شمارهٔ ۳۷ — راهی آسان و راست بگزین، ای دوست
- شمارهٔ ۴۰ — بخت و دولت چو پیشکار تواند
- شمارهٔ ۳۴ — چه گر من همیشه ستا گوی باشم
- شمارهٔ ۳۶ — ز مهرش مبادا تهی ایچ دل
- شمارهٔ ۳۵ — بودنت در خاک باشد، بافدم
- شمارهٔ ۳۹ — از جود قبا داری پوشیده مشهر
- شمارهٔ ۴۶ — رخ اعدات از تش نکبت
- شمارهٔ ۴۸ — یافتی چون که مال غره مشو
- شمارهٔ ۴۷ — ای جان همه عالم در جان تو پیوند
- شمارهٔ ۴۴ — مرده نشود زنده، زنده بستودان شد
- شمارهٔ ۴۹ — دل از دنیا بردار و به خانه بنشین پست
- شمارهٔ ۴۲ — ایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بود
- شمارهٔ ۴۳ — گوسپندیم و جهان هست به کردار نغل
- شمارهٔ ۴۵ — فاخته گون شد هوا ز گردش خورشید
- شمارهٔ ۵۰ — هردم که مرا گرفته خاموش
- شمارهٔ ۵۳ — بدان مرغک مانم که همی دوش
- شمارهٔ ۵۴ — هر آن کریم که فرزند او بلاده بود
- شمارهٔ ۵۱ — چرخ چنینست و بدین ره رود
- شمارهٔ ۵۲ — شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود
- شمارهٔ ۵۵ — ماغ در آبگیر گشته روان
- شمارهٔ ۵۶ — برو، ز تجربهٔ روزگار بهره بگیر
- شمارهٔ ۵۷ — ماهی دیدی کجا کبودر گیرد؟
- شمارهٔ ۵۹ — اگر من زونجت نخوردم گهی
- شمارهٔ ۶۰ — مدخلان را رکاب زرآگین
- شمارهٔ ۶۱ — تا زندهام مرا نیست جز مدح تو دگر کار
- شمارهٔ ۶۲ — گزیده چهار توست، بدو در جهانهان
- شمارهٔ ۶۳ — چنان بار برآورد به خویشتن
- شمارهٔ ۶۵ — علم ابر و تندر بود کوس او
- شمارهٔ ۶۴ — فاخته بر سرو شاهرود بر آورد
- شمارهٔ ۵۸ — با درفش کاویان و طاقدیس
- شمارهٔ ۷۲ — حسودانت را داده بهرام نحس
- شمارهٔ ۷۰ — چون سپرم نه میان بزم به نوروز
- شمارهٔ ۷۱ — نهاد روی به حضرت، چنان که روبه پیر
- شمارهٔ ۶۷ — به حقّ آن خمّ زلف، بسان منقار باز
- شمارهٔ ۶۶ — چون لطیف آید به گاه نوبهار
- شمارهٔ ۷۳ — بت، اگرچه لطیف دارد نقش
- شمارهٔ ۶۸ — در عمل تا دیر بازی و درازی ممکنست
- شمارهٔ ۶۹ — تازیان دوان همی آید
- شمارهٔ ۷۹ — بانگ کردمت، ای فغ سیمین
- شمارهٔ ۸۰ — ای دریغا! که موردزار مرا
- شمارهٔ ۸۱ — هر کو برود راست نشستست به شادی
- شمارهٔ ۷۶ — بر هبک نهاده جام باده
- شمارهٔ ۷۴ — از چه توبه نکند خواجه؟ که هر کجا که بود
- شمارهٔ ۷۵ — تو چگونه جهی؟ که دست اجل
- شمارهٔ ۷۷ — همی تا قطب با حورست زیر گنبد اخضر
- شمارهٔ ۷۸ — بسا کسا! که جوین نان همی نیابد سیر
- شمارهٔ ۸۲ — چون جامهٔ اشن به تن اندر کند کسی
- شمارهٔ ۸۴ — با دو سه بوسه رها کن این دل از درد خناک
- شمارهٔ ۸۳ — آه! ازین جور بد زمانهٔ شوم
- شمارهٔ ۸۶ — بس عزیزم، بس گرامی، شاد باش
- شمارهٔ ۸۵ — کافور تو با لوس شد و مشک همه ناک
- شمارهٔ ۸۷ — یک به یک از در درآمد آن نگار
- شمارهٔ ۸۹ — چو هامون دشمنانت پست بادند
- شمارهٔ ۸۸ — خشک کلب سگ و بتفوز سگ
- شمارهٔ ۹۱ — ای شاه نبی سیرت، ایمان تو محکم
- شمارهٔ ۹۲ — لبت سیب بهشت و من محتاج
- شمارهٔ ۹۴ — گر کند یاریی مرا به غم عشق آن صنم
- شمارهٔ ۹۳ — چرا همی نچمم؟ تا چرا کند تن من
- شمارهٔ ۹۷ — بر رخ هزار زهرهٔ ثامور برشکفت
- شمارهٔ ۹۵ — تا درگه او یابی مگذر به در کس
- شمارهٔ ۹۰ — یار بادت توفیق، روزبهی با تو رفیق
- شمارهٔ ۹۶ — بامها را فرسب خرد کنی
- شمارهٔ ۱۰۲ — چون برگ لاله بودهام و اکنون
- شمارهٔ ۱۰۱ — داری مرا بدان که فراز آیم
- شمارهٔ ۱۰۴ — بت پرستی گرفته ایم همه
- شمارهٔ ۱۰۳ — سرو بودیم چندگاه بلند
- شمارهٔ ۹۸ — آرزومند آن شده تو به گور
- شمارهٔ ۱۰۵ — کنه را در چراغ کرد سبک
- شمارهٔ ۱۰۰ — من بدان آمدم به خدمت تو
- شمارهٔ ۹۹ — هنوز با منی و از نهیب رفتن تو
- شمارهٔ ۱۰۹ — میلاو منی، ای فغ و استاد توام من
- شمارهٔ ۱۱۰ — بسی خسرو نامور پیش ازین
- شمارهٔ ۱۱۱ — از پی الفغده و روزی به جهد
- شمارهٔ ۱۱۳ — خود غم دندان به که توانم گفتن؟
- شمارهٔ ۱۱۲ — خواسته تاراج گشته، سر نهاده بر زیان
- شمارهٔ ۱۰۷ — گر همه نعمت یک روز به ما بخشد
- شمارهٔ ۱۰۶ — یکی آلودهای باشد، که شهری را ببالاید
- شمارهٔ ۱۰۸ — گر کس بودی که زی توام بفگندی
- شمارهٔ ۱۱۴ — به نوبهاران بستای ابر گریان را
- شمارهٔ ۱۱۵ — به آتش درون بر مثال سمندر
- شمارهٔ ۱۱۷ — هرگز نکند سوی من خسته نگاهی
- شمارهٔ ۱۱۸ — تلخی و شیرینیش آمیخته است
- شمارهٔ ۱۲۰ — گرفته روی دریا جمله کشتیهای بر تو
- شمارهٔ ۱۲۱ — هر آن که خاتم مدح تو کرد در انگشت
- شمارهٔ ۱۱۶ — کیر آلوده بیاری و نهی در کس من
- شمارهٔ ۱۱۹ — ای خریدار من ترا بدو چیز:
- شمارهٔ ۱۲۲ — به سرو ماند، گر سرو لاله دار بود
- شمارهٔ ۱۲۳ — گیتیت چنین آید، گردنده بدین سان هم
- شمارهٔ ۱۲۹ — عاجز شود از اشک و غریو من
- شمارهٔ ۱۲۶ — چنان که خاک سر شتی به زیر خاک شوی
- شمارهٔ ۱۲۴ — به چنگال قهر تو در، خصم بد دل
- شمارهٔ ۱۲۵ — ازان کوز ابری باز کردار
- شمارهٔ ۱۲۸ — چرا عمر کرکس دو صد سال؟ ویحک!
- شمارهٔ ۱۲۷ — آن رخت کتان خویش من رفتم و پردختم
- شمارهٔ ۱۳۰ — دلبرا، زوکی مجال حاسد غماز تو
- شمارهٔ ۱۳۱ — ای دریغ! آن حر، هنگام سخا حاتم فش
- شمارهٔ ۱۳۲ — هفت سالار، کندرین فلکند
- شمارهٔ ۱۳۳ — نیست از من عجب که: گستاخم
- شمارهٔ ۱۳۴ — گاه آرامیده و گه ارغنده
- شمارهٔ ۱۳۶ — از مهر او ندارم بی خنده کام و لب
- شمارهٔ ۱۳۵ — منم خو کرده بر بوسش، چنان چون باز بر مسته
- شمارهٔ ۱۳۷ — آتش هجر ترا هیزم منم
- شمارهٔ ۱۳۸ — به جای هر گران مایه فرومایه نشانیده
- شمارهٔ ۱۳۹ — گر نعمهای او چو چرخ دوان
- شمارهٔ ۱۴۰ — در راه نشابور دهی دیدم بس خوب
- شمارهٔ ۱۴۲ — کز شاعران نوندمنم و نوگواره
- شمارهٔ ۱۴۵ — یک سو کشمش چادر، یک سو نهمش موزه
- شمارهٔ ۱۴۱ — جعدی سیاه دارد، کز کشی
- شمارهٔ ۱۴۴ — بتگک ازان گزیدهام این کازه
- شمارهٔ ۱۴۳ — ای خون دوستانت به گردن، مکن بزه
- شمارهٔ ۱۵۰ — بزرگان جهان چون بند گردن
- شمارهٔ ۱۴۹ — ای بار خدای، ای نگار فتنه
- شمارهٔ ۱۴۸ — ماه تمامست روی دلبرک من
- شمارهٔ ۱۴۷ — خوش آن نبیذ غارجی با دوستان یکدله
- شمارهٔ ۱۵۲ — ندارد میل فرزانه به فرزند و به زن هرگز
- شمارهٔ ۱۵۳ — ایا خورشید سالاران گیتی
- شمارهٔ ۱۵۱ — زلفینک او نهاده دارد
- شمارهٔ ۱۴۶ — ناگاه برآرند ز کنج تو خروشی
- شمارهٔ ۱۵۵ — مهر جویی ز من و بی مهری
- شمارهٔ ۱۵۶ — بر تو رسیده بهر دل تنگ چارهای
- شمارهٔ ۱۵۷ — گه در آن کندز بلند نشین
- شمارهٔ ۱۵۸ — کار بوسه چو آب خوردن شور
- شمارهٔ ۱۵۴ — گه ارمندهای و گه ارغندهای
- شمارهٔ ۱۵۹ — بتا، نخواهم گفتن تمام مدح ترا
- شمارهٔ ۱۶۰ — من کنم پیش تو دهان پر باد
- شمارهٔ ۱۶۱ — باغ ملک آمد طری از رشحهٔ کلک وزیر
- شمارهٔ ۱۶۹ — ای آن که من از عشق تو اندر جگر خویش
- شمارهٔ ۱۶۸ — به جمله خواهم یک ماهه بوسه از تو، بتا
- شمارهٔ ۱۶۳ — نیل دمنده تویی به گاه عطیت
- شمارهٔ ۱۶۲ — چه نیکو سخن گفت یاری به یاری
- شمارهٔ ۱۶۵ — آهو ز تنگ کوه بیامد به دشت و راغ
- شمارهٔ ۱۶۴ — مرا با تو بدین باب تاب نیست
- شمارهٔ ۱۶۶ — از خر و پالیک آن جای رسیدم که همی
- شمارهٔ ۱۶۷ — جهانا، همانا کزین بیگناهی
- شمارهٔ ۱۷۶ — جز برتری ندانی، گویی که آتشی
- شمارهٔ ۱۷۱ — شدم پیر بدین سان و تو هم خود نه جوانی
- شمارهٔ ۱۷۲ — زر خواهی و ترنج، اینک این دو رخ من
- شمارهٔ ۱۷۴ — آمد این نوبهار توبه شکن
- شمارهٔ ۱۷۰ — ازو بی اندهی بگزین و شادی با تن آسانی
- شمارهٔ ۱۷۳ — سرو است آن یا بالا؟ ماه است آن یا روی؟
- شمارهٔ ۱۷۵ — شاعر شهید و شهره فرالاوی
- شمارهٔ ۱۷۷ — ای مایهٔ خوبی و نیک نامی