مولانا
زندگینامهٔ مولانا
مولانا جلالالدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ قرن هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از علما و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که بین او و سلطان محمد خوارزمشاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و بعد از مدتی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا بعد از فوت پدر تحت تعلیمات برهانالدین محقق ترمذی قرار گرفت. ملاقات وی با شمس تبریزی در سال ۶۴۲ هجری قمری انقلابی در وی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوای وی شد و به مراقبت نفس و تذهیب باطن پرداخت. وی در سال ۶۷۲ هجری قمری در قونیه وفات یافت. از آثار او میتوان به مثنوی، دیوان غزلیات یا کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه اشاره کرد.
آثار مولانا
شعرهای مولانا
- بخش ۴۱ - جواب موسی فرعون را — گفت موسی این مرا دستور نیست
- بخش ۴۰ - پاسخ فرعون موسی را علیه السلام — گفت فرعونش ورق درحکم ماست
- بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی میکردش — گفت با امرِ حقم اِشراک نیست
- بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیهالسلام — گفت نه نه مهلتم باید نهاد
- بخش ۴۶ - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود — گفتشان در خواب کای اولاد من
- بخش ۴۴ - فرستادن فرعون به مداین در طلب ساحران — چونک موسی بازگشت و او بماند
- بخش ۴۵ - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام — بعد از آن گفتند ای مادر بیا
- بخش ۳۸ - تهدید کردن فرعون موسی را علیه السلام — گفت فرعونش چرا تو ای کلیم
- بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند — مصطفی را وعده کرد الطاف حق
- بخش ۴۸ - جمع آمدن ساحران از مداین پیش فرعون و تشریفها یافتن و دست بر سینه زدن در قهر خصم او کی این بر ما نویس — تا به فرعون آمدند آن ساحران
- بخش ۴۳ - مهلت دادن موسی علیهالسلام فرعون را تا ساحران را جمع کند از مداین — گفت امر آمد برو مهلت تو را
- بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد — یک حکایت بشنو از تاریخگوی
- بخش ۵۲ - حکایت — در صحابه کم بدی حافظ کسی
- بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن — ای تقاضاگر درون همچون جنین
- بخش ۵۵ - دویدن گاو در خانهٔ آن دعا کننده بالحاح قال النبی صلی الله علیه وسلم ان الله یحب الملحین فی الدعا زیرا عین خواست از حق تعالی و الحاح خواهنده را به است از آنچ میخواهد آن را ازو — تا که روزی ناگهان در چاشتگاه
- بخش ۶۰ - در وهم افکندن کودکان اوستاد را — روز گشت و آمدند آن کودکان
- بخش ۵۸ - مثال رنجور شدن آدمی بهوَهم تعظیم خلق و رغبت مشتریان بهوی و حکایت معلم — کودکان مکتبی از اوستاد
- بخش ۵۹ - عقول خلق متفاوتست در اصل فطرت و نزد معتزله متساویست تفاوت عقول از تحصیل علم است — اختلاف عقلها در اصل بود
- بخش ۵۷ - بیان آنک علم را دو پرست و گمان را یک پرست ناقص آمد ظن به پرواز ابترست مثال ظن و یقین در علم — علم را دو پَر، گمان را یک پرست
- بخش ۵۰ - توفیق میان این دو حدیث کی الرضا بالکفر کفر و حدیث دیگر من لم یرض بقضایی فلیطلب ربا سوای — دی سؤالی کرد سایل مر مرا
- بخش ۵۱ - مثل در بیان آنک حیرت مانع بحث و فکرتست — آن یکی مرد دومو آمد شتاب
- بخش ۵۳ - داستان مشغول شدن عاشقی به عشقنامه خواندن و مطالعه کردن عشقنامه در حضور معشوق خویش و معشوق آن را ناپسند داشتن کی طلب الدلیل عند حضور المدلول قبیح والاشتغال بالعلم بعد الوصول الی المعلوم مذموم — آن یکی را یار پیش خود نشاند
- بخش ۵۴ - حکایت آن شخص کی در عهد داود شب و روز دعا میکرد کی مرا روزی حلال ده بی رنج — آن یکی در عهد داوود نبی
- بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل — پیل اندر خانهٔ تاریک بود