شمارهٔ ۱۲ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن باده را که گونه بیجاده آمده است
بویش چو بوی سوسن آزاده آمده است
رنگ گل و گلاب نسیم بهشت یافت
گویی که از بهشت فرستاده آمده است
بیجاده رنگ باده و بیجاده لب حریف
بیجاده پیش خدمت بیجاده آمده است
پر کن قدح که در سر من باد عاشقی است
با باد عشقم آرزوی باده آمده است
ساقی زهر گروه که باشد روا بود
شرط نخست او زنخ ساده آمده است
آماده بر بساط تماشا دل من است
تا دل به عشق و باده گرو داده آمده است
هر ساعتی هزار طرب زاید از دلم
تا بازم آن نگار پری زاده آمده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بادهای میپردازد که مانند گلهای تازه بهارش معطر و زیباست، و به نظر میرسد که از بهشت آمده است. شاعر به حس عاشقانه و شیدایی خود اشاره میکند و میگوید که در دلش آرزوی نوشیدن بادهای را دارد. او از ساقی میخواهد که این باده را به او بدهد و بر اهمیت عشق و زیبایی تأکید میکند. در نهایت، شاعر به شادی و سرور ناشی از عشق و زیبایی معشوقهاش اشاره میکند که باعث طرب و شادمانی در دلش میشود.