نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چشم من بی روی تو روشن مباد

روی تو جز پیش چشم من مباد

سوسن آزاد خاک پای توست

ور نباشد در جهان سوسن مباد

این دل مسکین بی آرام من

جز به زیر زلف تو مسکن مباد

وین تن رنجور و جان خسته را

در جهان جز کوی تو معدن مباد

گر بود جان و دل و تن بی تو خوش

دل مباد و جان مباد و تن مباد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر بیان می‌کند که چشم او بدون دیدن محبوبش روشن نخواهد بود و روی او جز در برابر چشمان او نمی‌تواند وجود داشته باشد. او سوسن را نمادی از محبت و زیبایی می‌داند که خاک پای محبوبش است و بدون محبوب هیچ ارزشی ندارد. دل او به آرامش نمی‌رسد مگر در زیر زلف محبوبش و این بدن رنجور و جان خسته‌اش نیز تنها در کوی محبوب معنا دارد. در پایان، شاعر می‌گوید اگر جان، دل و تن بدون محبوب خوش باشند، همچنان ارزش و معنا ندارند.