نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

می خوارگان که باده ز رطل گران خورند

رطل گران ز بهر غم بی کران خورند

رطل گران برد ز دل اندیشه گران

درخور بود که باده ز رطل گران خورند

در باده رنگ عارض معشوق دیده اند

رطل گران به قوت و نیروی آن خورند

جان است جنس باده و باده است جنس جان

از بهر جان و راحت او جنس جان خورند

خوشتر ز باده هیچ نعیمی نخورده اند

آنها که مال و نعمت ملک جهان خورند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، اشاره به افرادی است که برای فراموشی غم‌ها و آرامش خاطر خود، شراب می‌نوشند. آنها شراب را به خاطر تأثیر مثبتش بر روی احساسات و روحیه‌شان مصرف می‌کنند. شاعر بر این باور است که شراب نوعی جان‌مایه دارد و با نوشیدن آن، روح و روان انسان‌های ثروتمند و مرفه به آرامش می‌رسد. در نهایت، شاعر می‌گوید که هیچ لذتی نمی‌تواند با لذت نوشیدن شراب مقایسه شود و این افراد در جستجوی خوشی و راحتی هستند.