نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دیده که رخ و زلف تو از دور ببیند

بر روز منور شب دیجور ببیند

در ظلمت زلفین تو رخسار تو نور است

پر نور شود دیده که آن نور ببیند

عاشق که به کویت گذرد خلد ببیند

دیده که به رویت نگرد حور ببیند

از رنج شفا یابد و رنجور نماند

گر روی تو را مردم رنجور ببیند

آسیمه شوم چون لب نوشینت ببینم

ماننده زنبور که انگور ببیند

با تو مثل من که همی بینمت از دور

چون تشنه و آب است که از دور ببیند

گر وصل تو یابم سخن هجر نگویم

ماتم چه کند هر که ره سور ببیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های چهره و موهای معشوقه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی از دور نیز این زیبایی‌ها روشنایی‌بخش زندگی‌اش هستند. عشق به معشوق باعث می‌شود که عاشق در هر شرایطی امیدواری و شفا پیدا کند، و زیبایی معشوق برای او همچون نوری در تاریکی است. همچنین، شاعر احساس تنگی و تشنگی به معشوق را بیان می‌کند و می‌گوید که اگر به وصال او برسد، دیگر از درد جدایی صحبت نخواهد کرد. در کل، شعر پر از عشق و longing (آرزو و انتظار) است و بیانگر حس شگرف ناشی از زیبایی و محبت است.