نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل من بی تو حکایت ز دهان تو کند

تن من بی تو روایت ز میان تو کند

که تواند که کند با لب پرخنده مرا

گر کند خنده آن تنگ دهان تو کند

سال و مه قصد به کاسد شدن عنبر و مشک

زلف عنبر شکن مشک فشان تو کند

دل پر آتشم اندر خم زلفین تو ماند

حاش لله که آهنگ زیان تو کند

لاله رخساری و چون لاله مرا سوخته دل

عشق رخساره چون لاله ستان تو کند

هر زمانم چو کمان چفته و چون تیر نزار

تیر آن غمزه ابروی کمان تو کند

به زبان تلخ چه گویی و تو را لب چو شکر

چه شود گر دل (من) شکر زبان تو کند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و دلتنگی شاعر برای معشوقش است. شاعر احساسات عمیق خود را با تشبیهات زیبا بیان می‌کند و به تأثیر معشوق بر دل و جانش اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویر گوناگون مانند لب خندانی معشوق، زلفش و ویژگی‌های زیبای او، احساسات عاشقانه و عذاب جدایی‌اش را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به تضاد بین تلخی کلمات و شیرینی لب‌های معشوق اشاره می‌کند و آرزو دارد که دلش را با زبان شیرین معشوق تسکین بخشد.