شمارهٔ ۲۴ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر گه که گل لعل بخندد به چمن بر
جز جام می لعل نشاید به دهن بر
من جامه گر از جور غم عشق دریدم
گل جامه ز جور که دریده است به تن بر
فریاد کند هر که به بیداد در افتد
فریاد ز رعد آمد و بیداد به من بر
ماند به سرشک من و رخساره معشوق
هر قطره که شبگیر درافتد به سمن بر
از لاله همه دشت عقیق یمنی گشت
تاراج کی آمد ز خراسان به یمن بر
وز ژاله زمین معدن در عدنی شد
تا باد گذر کرد به دریای عدن بر
از بس که همی مشک فشانند درختان
افسوس کند شاخ درختان به ختن بر
صدر همه سادات علی تاج معالی
در مدحت او فتنه معانی به سخن بر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و عشق است. شاعر به گل لعل اشاره میکند که در چمن میخندد و میگوید هیچ چیزی جز جام می لعل در دهان نمیتواند باشد. او به غم عشق و جریحهدار شدن دل خود اشاره میکند و از فریادهایی که در برابر ظلم و بیداد برمیخیزد، صحبت میکند. همچنین درباره عشق و معشوقش میگوید که اثرات آن بر روی چهرهاش نمایان است. شاعر به زیباییهای طبیعت و تأثیرات آنها در عشق و اندوه اشاره میکند و در نهایت به مدح امام علی به عنوان صدر سادات اشاره میکند و تأثیر او را در ادبیات بیان میکند.