شمارهٔ ۳۰ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
زان دو لب چون عقیق یارم
از دیده همی عقیق بارم
کارست مرا عقیق باری
تا عشق عقیق اوست کارم
کردست سرشک من عقیقین
عشق لب چون عقیق یارم
تا عشق عقیق او گزیدم
چون کار عقیق شد کنارم
هر چند ز دیده با عقیقم
همتای عقیق او ندارم
گر من به یمن عقیق جویم
همچون لب او به کف نیارم
تا رغبت دل به عشق باشد
در عشق عقیق آن نگارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی لبهای معشوقش که به مانند عقیق میدرخشد اشاره میکند و بیان میکند که عشق او برایش چون عقیق بسیار ارزشمند است. شاعر از درد و اشک خود به خاطر عشق سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که هیچ چیزی نمیتواند جایگزین لبهای معشوقش شود. او همچنین تأکید میکند که عشق واقعی و خالص او به این زیباییها وابسته است و در پی عشق خود همچنان خواهد بود.