شمارهٔ ۳۶ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بلبل رسید نغمهٔ بلبل رها مکن
گلبن شکفت جز همه بر گل ثنا مکن
از روی دوست دیده خود را تهی مدار
وز دست خویش دستهٔ گل را جدا مکن
گر عهد کردهای که نگیری قدح به دست
آن عهد را چو عهد گل آمد وفا مکن
روز می است ساغر می را ز کف منه
وقت گل است صحبت گل (را) رها مکن
ای ساقی از شراب گران گر فغان کنیم
در ده چنانکه خواهی و فرمان ما مکن
ای زاهد ار دعا پی توبت همی کنی
ما را به وقت بلبل و گل این دعا مکن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عاشقانه و لذت از لحظات زیبای زندگی اشاره دارد. شاعر از بلبل و گل صحبت میکند و تاکید میکند که از این لذتها نباید غافل شد. او میگوید که باید از زیباییهای زندگی بهره برد و ارتباط خود را با دوست (عشق) قطع نکرد. همچنین، به عهد و پیمان اشاره کرده و برای لذت بردن از می و گل در زمان مناسب توصیه میکند که فریب وعدههای سختگیرانه را نخوریم. در نهایت، شاعر از زاهدی که دعا میکند، میخواهد که این دعاها را در این زمان شاداب و پر از زیبایی نکند.