نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ماه را ماند رُخش ناکاسته

زلف چون شب ماه را آراسته

سرو بالایی که چون بالای او

باغبان یک سرو ناپیراسته

تا مرا سودای آن مه در سر است

ماه را مانم ولیکن کاسته

در نشست و خاست چون سرو است و مه

فتنه‌ای زان سرو و مه برخاسته

از همه خوبان دل او را خواسته است

هم دلش دارم فدا هم خواسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های ماه و شب و سرو اشاره می‌کند. ماه به زیبایی و ظرافتش تشبیه شده است و زلف‌هایش مانند شب آراسته و جذاب به نظر می‌رسد. شاعر به عشق و دلدادگی‌اش به این زیبایی اشاره کرده و می‌گوید که تا زمانی که عشق آن ماه در دلش است، هرگز از آن فاصله نمی‌گیرد. عشق او به دل زیبا و خواسته‌اش عمیق است و در بین زیبایی‌های جهان، فقط او را می‌خواهد.