نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ ادیب صابر

ادیب صابر / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای باد صبحدم، دم عیسی و مریمی

کاندر دلم ز بوی تو شد زنده بی‌غمی

عیسی نه‌ای و عاشق می خواره را به صبح

جان آید از تو در تن شادی و خرمی

هر صبحدم نسیم توام جان نو دهد

گویی که بر تنم دم عیسی همی دمی

چشم امید من ز دمت نورِ نو گرفت

گویی که نایب دم عیسی مریمی

عیسی به آسمان شد و نزدیک عاشقان

عیسی دیگری است نسیم تو بر زمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بوی نسیم صبحگاه اشاره می‌کند که یادآور روح عیسی و مریم است و آن را نماد زندگی و شادی معرفی می‌کند. او بیان می‌کند که هر صبح که نسیم می‌وزد، جان تازه‌ای به او می‌بخشد و حس امید و خرمی را برایش به ارمغان می‌آورد. شاعر به نوعی ارتباط عاطفی بین عشق و طبیعت را مطرح کرده و از نسیم صبح به عنوان عیسی دیگری که بر زمین می‌وزد، یاد می‌کند.