شمارهٔ ۸ ادیب صابر
ادیب صابر / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عید خوبان را چو روی خویشتن آراسته است
راست پنداری ز رویش عید، عیدی خواسته است
گر جمال عید، عالم را بیاراید رواست
عید را باری جمال روی او آراسته است
خاک راه از بوی زلفش پر نسیمِ عنبر است
چشم خلق از نور رویش بر مهِ ناکاسته است
فتنهای از حسن او در تعبیه ره یافته است
نوحه ای از عشق او از عیدگه برخاسته است
سرو و باغ و باغبان از قامت او طیره اند
گویی او را باغبان مجد دین پیراسته است
سید مشرق که از بخشیده و انعام اوست
هر چه اندر مشرق و مغرب نعیم و خواسته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و عظمت عید میپردازد و تأکید میکند که عید خوبان به زیبایی چهرهی خود آراسته است. شاعر بیان میکند که اگر جمال عید عالم را زینت دهد، به دلیل زیبایی چهرهی معشوق است. همچنین، بوی زلف او فضای راهها را پر کرده و چشمان مردم از نور او روشنی گرفته است. این زیبایی و جذابیت باعث فتنه و عشق در دلها شده و همه چیز از جمله سرو، باغ و باغبان تحت تأثیر قامت او قرار دارند. در نهایت، شاعر به سید مشرق اشاره میکند که او منبع بخشش و نعمت است و هر آنچه در جهان وجود دارد، از اوست.