شمارهٔ ۳۵ ادیب صابر
ادیب صابر / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای خلافت را امام و ای امامت را قوام
قصد تو قمع فساد و عزم تو عون صلاح
سید شرقی و مجد دین و اهل شرق و غرب
از کف و کلک تو در راحت چو روح تو ز راح
هم فلاح و هم صلاح از خدمتت زاید که تو
بیفراغان را فراغی بیفلاحان را فلاح
خیزد از دست و دل و طبع تو بذل و فضل و علم
همچو مشک از ترک و عود از هند و کافور از رماح
هم تو را قدر رفیع و هم تو را جاه عریض
هم تو را عرض مصون و هم تو را مال مباح
عاجزند از بخشش تو هم نجوم و هم سپهر
قاصرند از کوشش تو هم سیوف و هم رماح
یافتی بی اقتراح از پادشاه شرق و غرب
خلعت و تشریف از اسب و جامه و تیغ و سلاح
بازگشتی سوی مقصد یافته مقصود خود
با سلامت با کرامت با سعادت با نجاح
تا جهان باشد جهان بی رای و روی تو مباد
عمر و عزت فی حمی الله الذی لایستباح
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش امام و خلافت او پرداخته و به عزم او در مبارزه با فساد و تلاش برای صلاح اشاره میکند. شاعر به مقام رفیع و قدرت او اشاره دارد و میگوید که او با بخشش و علم خود باعث فلاح و بهروزی دیگران میشود. همچنین، شاعر به موفقیتهای او و احتراماتی که از سوی پادشاهان شرق و غرب به او عطا شده اشاره میکند. در نهایت، او آرزو میکند که دنیا همواره با وجود چنین رهبری باشد و از خداوند عمر و عزت او را خواستار است.