نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ ادیب صابر

ادیب صابر / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز روزگار حذر کن ز کردگار بترس

وگرت بر همه آفاق دسترس باشد

چو روزگار برآشفت و کردگار گرفت

زوال دولت تو در یکی نفس باشد

نه کردگار به تدبیر خلق کار کند

نه روزگار به فرمان هیچ کس باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ما هشدار می‌دهد که از روزگار و خدای خود بترسیم. حتی اگر به همه چیز دسترسی داشته باشیم، در زمان‌هایی که روزگار دچار آشفتگی و خدای ما گرفتاری دارد، ممکن است تمام قدرت و موقعیت ما در یک لحظه از بین برود. این نشان می‌دهد که نه خداوند به تدبیر انسان‌ها عمل می‌کند و نه روزگار تابع هیچ فرمانی است.